يکشنبه 3 خرداد 1388 - 21:20
موسوى و مظلوم نمايى بى اثر
كرم رضا پيريايى
زندان رفتن و ممنوعيت يا محدوديت تصوير در جمهورى اسلامى مايه هيچ نوع تفاخرى آن هم براى كانديداى رياست جمهورى نيست. ميرحسين در اولين نطق انتخاباتى تلويزيونى اش در برنامه «با دوربين 30 دقيقه» در اولين جملات خود اعلام كرد ظرف 20 سال گذشته به دليل محدوديت تصوير از طريق رسانه ملى با مردم صحبت نكرده است!
گمان امثال ميرحسين اين است كه اين گونه حرف ها و شعارها و چيزهايى حاشيه اى ديگر مايه توجه و عنايت مردم مى شود، به همين خاطر او ظرف چند ماه گذشته همواره به جاى ارائه برنامه به طيفى از مسائل روانشناسى عمومى روى آورده است؛ سخنان شبه روشنفكرى، انتقاد تند و بى انقطاع از دولت و روانشناسى رنگ ها! كلمه سبز، شال سبز و احتمالاً جريان سبز! و ...
اين سه نوع طراحى براى تبليغات انتخاباتى تاكنون تاثيرى به حال آقاى موسوى نداشته است.
در پس هر انتقاد، ترجيع بند مخاطبان اين است كه چرا نمى گويد خودش چه برنامه اى در اين مورد دارد؛ در باب نماد ها و صبغه هايى كه نام برده و بعضى اطرافيانش به آنها دلخوش كرده اند مثلاً همين رنگ ها و رنگ آميزى ها هم نكته اى كه يادآور ضعف مضاعف مى شود اين است كه اگر مشاور زمان شناسى و زمينه فهمى در ميان همراهان ايشان باشد، نبايد بگذارد ايشان به موضوعى كه لااقل 10 سال از زمان مصرف آن گذشته است، اين گونه اتكا كند.
اما چند نكته درباره محدوديت تصوير وى در تلويزيون:
در 20 سالى كه مهندس موسوى مدعى محدوديت تصوير خود در سيماى جمهورى اسلامى است، آقايان محمد هاشمى رفسنجانى، على لاريجانى و سيد عزت الله ضرغامى رياست صدا و سيما را به عهده داشته اند، با اين مفهوم به طور قطع اين محدوديت ادعايى مربوط به يك يا دو دولت نيست و در ميان سه نفر رفسنجانى، لاريجانى و ضرغامى طبعاً بر اساس تقدم زمانى اين محمد هاشمى رفسنجانى است كه در طى سال هاى 68 تا 73 مثلاً ميرحسين را محدود التصوير كرده است و بعدها هم طبق روال! اين در حالى است كه بعد از اظهارات اوليه موسوى (چند ماه پيش) كه گفته بود «من برادر بزرگ تر نمى خواهم (با اشاره به هاشمى رفسنجانى) خودمان بنشينيم و مسائلمان را حل كنيم (ميرحسين و كروبى)» و به فوريت سخن خود را اصلاح كرد و گفت: «من به حمايت هاشمى رفسنجانى نيازمندم و خوب است جناب هاشمى علناً اعلام حمايت كند!» با اين اظهارات متناقض و اين اعمال متفاوت، ضايعه سنگينى به اعتماد و اتكا مخاطبان كه مسائل را از نزديك تعقيب مى كنند و به خوبى به كنه و ذات مسائل پى مى برند، در قبال مواضع مهندس موسوى وارد مى شود. جالب تر آنكه محمد هاشمى رئيس اسبق صدا و سيما كه لابد اولين فرد محدود كننده موسوى بوده است، اكنون به همراه همه اقوام به طور شبانه روز براى پيروزى موسوى مى كوشد!
آيا ظرف سال هاى اخير مهندس موسوى به عنوان رئيس شوراى هنر، زير مجموعه شوراى عالى انقلاب فرهنگى به رياست دكتر احمدى نژاد نبوده؟ آيا نمى توانست اگر چنين مشكلى براى او بوده است با كمك رئيس جمهور حل كند؟! يا ماجراى محدوديت تصوير ايشان واقعيت ندارد يا انگيزه و فعاليت چشمگير در مسؤوليت شوراى هنر كشور نداشته است كه در هر دو صورت جاى تاسف است.
اگر واقعيت ندارد، چرا سوء استفاده از موضوع كذب؟ و اگر اين سوى ماجرا يعنى بى انگيزگى و عدم فعاليت مؤثر در شوراى مهم هنر مطرح است چرا با كمال ميل رياست شورا را به عهده گرفته و حتى در دوره اى كه اين روزها براى تخريب آن از هيچ فرصتى فروگذار نمى كند به رياست خود ادامه مى دهد؟ البته بنده كه چند جلسه در شوراى مذكور با حضور آقاى موسوى شركت كرده ام و تا حدودى به نحوه مديريت و اداره و ديدگاه هاى ايشان در دوره اخير وقوف يافته ام حرف هايى دارم كه در صورت لزوم مطرح خواهم كرد.
نتيجه آنكه:
1- موسوى 10 ساله اول انقلاب هر چه بوده است در 20ساله سكونى و ركود دچار كاهش شده است و چيز مهمى در كارنامه اخير او نيست، مردم ما و حتى خواص هم از كارنامه او در فرهنگستان هنر بى اطلاعند، در مقام مشاوره هم نه در دولت هاى هاشمى رفسنجانى و نه در دولت هاى اصلاحات هيچ گاه نشنيديم كه طرح و حرف مهمى كه مايه تحرك و توفيق براى دولت هاى مذكور باشد ارائه كرده باشد؛ لااقل خود آقايان هاشمى و خاتمى هم در اين خصوص يك كلمه نگفته اند.
مزيد بر اين اصولاً آقاى هاشمى در بدو تصدى رياست جمهورى، دولت ميرحسين را شديداً زير سؤال بردند.
2-فرض كنيم كه صدا و سيما به هر دليل مهندس موسوى را ممنوع التصوير يا محدود التصوير كرده باشد؛ آيا موسوى توان انتشار روزنامه اى را در چنته باكفايت خود نداشت! آيا جناب موسوى نمى توانست در آن همه روزنامه اعم از اين جريان و آن جريان و همه نشرياتى كه در تصاحب دوستان فعلى او كه برايش ستاد ساخته اند قرار داشت ديدگاه هاى خود و فعاليت هايش را به احترام مردم منعكس كند؟! آيا روزنامه جمهورى اسلامى جناب مهاجرى، دوست گرمابه و گلستان ايشان، لياقت رساندن فرمايشات او به مخاطبان را نداشت؟! پس در واقع اگر آقاى موسوى اصولاً اهل اطلاع رسانى و انسان رسانه اى نيست يا هيچ نوع علاقه و انگيزه عمومى نداشته است، دليلى ندارد اكنون نظام و دولت اسلامى و رسانه ملى و همه و همه را زير سؤال ببرد و نكته آخر آنكه: مظلوم نمايى در مرحله تكوين فرزانگى ملت بى اثر است.
منبع:روزنامه جوان-(3/3/88)