چهارشنبه 6 مرداد 1389 - 11:54
اهانت سخنگوي فتنه به امام (ره )
محسن سازگارا كه در يكسال و نيم اخير به عنوان سخنگوي فتنه در خارج از كشور مشغول فعاليت است در صداي امريكا به ساحت مقدس و نوراني حضرت امام خميني(ره) توهين كرد.
"خبرنامه دانشجويان ايران " از انتشار فيلمي در سايتهاي ضدانقلاب و سبز اموي خبر داد كه در آن سازگارا به صورت آشكارا امام خميني(ره) را مورد اهانت قرار ميدهد.
سازگارا در سال 88 و سال جاري وظيفه سخنگويي فتنه گران در خارج از كشور را برعهده داشت.
وي با اعلام اينكه نظر ميرحسين موسوي و مهدي كروبي و محمد خاتمي درباره مسائل گوناگون چيست خوراك لازم را به حاميان سبز اموي مي دهد.
برخي سايتهايي كه فيلم مذكور را منتشركرده اند ميگويند اين فيلم مربوط به چند ماه پيش است ولي به دلايلي تا الان صلاح نبوده كه آن را منتشر كنند.
به گزارش فارس، پيش از اين و در جريان اغتشاشات فتنهگران در سال گذشته و هنگامي كه مردم به اقدام فتنهگران در اهانت به عكس امام(ره) به شدت اعتراض ميكردند، برخي عوامل منتسب به فتنه عنوان ميكردند كه اهانت به عكس امام توسط عوامل حكومت ايران و در جهت تخريب فتنه سبز صورت گرفته است؛ از اين روي اهانت بيشرمانه اخير سازگارا (از حاميان جدي موسوي و فتنهه سبز) به امام خميني(ره) به طور كامل پرده از چهره كريه اين جريان به رهبري ميرحسين موسوي و مهدي كروبي برداشت.
بخشي از سابقه سازگارا در دولت اصلاحات
از مهمترين فعاليتهاي فكري سازگارا بايد به حضورش در حلقه كيان و نشستن پاي درس عبدالكريم سروش اشاره كرد. او به همراه كساني مانند اكبر گنجي، آرش نراقي، و علي افشاري در حلقه كيان جمع شده و با ايجاد فضايي گرد عبدالكريم سروش به آموختن ديدگاه ها و ترويج تفكرات او پرداختند. اين حلقه پايگاه توسعه فعاليت هاي مطبوعاتي بعدي اصلاح طلبان شد و مخصوصاً سازگارا با راه انداختن شركت جامعه روز به پشتيباني گسترده از اين جريان پرداخت. يك نكته جالب توجه آنكه در روزنامه جامعه، از اولين روزنامه هاي اين جريان، علاوه بر انتشار نظرات سروش، به بهانه چندصدايي بودن روزنامه، به انتشار نظرات حسين باقرزاده نيز رعبت نشان داده شد كه از اعضاي مركزيت سازمان منافقين بود. به اين نكته هم كمتر كسي توجه كرد كه نظرات سروش و باقرزاده تا چه اندازه شبيه و نزديك به هم بود. همچنين از ديگر نزديكان اين حلقه بايد به عمادالدين باقي هم اشاره كرد كه از قضا نظرات مشابهي با باقرزاده داشت؛ به ويژه در خصوص موضوع قصاص.
يكي از برنامه هايي كه مجريان پروژه دين زدايي و سكولاريزم - به عنوان اقدام بنيادي براي تغيير نظام- دنبال كردند، ترويج شبهات و انديشه هاي ليبراليسم ديني بود. اين پروژه را عبدالكريم سروش از اواسط دهه 60 شمسي به طور جدي آغاز كرد و كساني همچون اكبر گنجي و محسن سازگارا امكانات لازم را براي او مهيا مي كردند. مقالات اوليه سروش درباره قبض و بسط تئوريك شريعت در ماهنامه كيهان فرهنگي چاپ شد و حساسيت هايي را برانگيخت. در آن سال ها كيهان فرهنگي در اختيار اكبر گنجي و كساني همچون آرش نراقي، رخ صفت، رضا تهراني، و هادي خانيكي بود. چاپ اين مقالات باعث شد تا گروه گنجي از كيهان فرهنگي رانده شوند. اما آنها به پشتيباني برخي افراد و از جمله سازگارا ماهنامه كيان را راه انداختند كه توسط سروش و مجتهد شبستري تغذيه فكري مي شد. اين ماهنامه همان افكار ليبراليستي و سكولاريستي را تبليغ مي كرد كه بعداً مبناي نقد اسلام و نفي ولايت فقيه شد. همچنين جريان روشنفكري ديني هم در اين زمان و با همين برنامه ها شكل گرفت و به تدريج حلقه كيان مركزيت معنوي آن شد. شايد از اين جهت است كه سازگارا هم يك روشنفكر ديني برشمرده شده است در حالي كه او بيشتر يك فعال سياسي با مرام ليبراليستي است.
چند ماه از انتخاب محمد خاتمي به رياست جمهوري نگذشته بود كه قرار شد ماهنامه كيان به صورت روزنامه در آيد. اين اقدام در واقع ادامه پروژه حلقه كيان بود براي تبليغ گسترده ايده هاي دين زدا و شبهه برانگيز. به راحتي مي توان دريافت كه آن طرح ده ماده اي كه مي توانست به بقاي سازمان هاي التقاطي و وابسته اي همچون مجاهدين خلق در داخل كشور كمك كند و ليبراليسم مورد نظر سازگارا را برآورده سازد، اكنون در قالب حلقه كيان و به شكلي بسيار خطرناك تر دنبال و اجرا مي شد. اگر در مقطع سال 60 حاميان كشميري به هر ريسماني مي آويختند تا از عرصه سياست كشور حذف نشوند، اكنون ته مانده هاي آن جريان فضايي پيدا كرده بودند كه انتقام خود را بگيرند.
به هر دليلي كيان روزنامه نشد و مدتي بعد حتي از انتشار بازماند. اما "در زمستان 76 در محافل مطبوعاتي پيچيد كه نخستين روزنامه جامعه مدني ايران با عنوان جامعه به زودي منتشر مي شود و گفته شد اين روزنامه را همان كساني منتشر خواهند كرد كه كيان را انتشار ميدادند، كساني كه بعدها در مطبوعات به حلقه كيان مشهور شدند ". اين حلقه ادامه التقاط بود.
بررسي محتواي كيان و سوابق گردانندگان آن و روابط اعضاي تحريريه و سرمايه گذاران آن و سرانجامِ آنان مي تواند ابعاد گوناگون اين جريان خزنده را روشن تر نمايد؛ جرياني كه از دل آن كساني همچون اكبر گنجي و آرش نراقي سربرآوردند كه بعدها بر مبناي همين روشنفكري ديني (يا به اصطلاح يكي از مخالفان آنها كه البته دين دار هم نيست، روشنفكري دِيمي) همجنس گرايي را طبيعي و منطبق بر دين دانستند! بي ترديد سازگارا هم در چهارچوب ليبراليسمي كه بدان باور دارد و از آن ارتزاق مي كند همين مواضع را ابراز نموده است. وي نيز معتقد به برابري حقوق زن و مرد و رعايت كامل حقوق اقليتهاي جنسي (كه منظور از آن منحرفين جنسي است) مي باشد.