يکشنبه 3 مرداد 1389 - 19:56 اختصاصي تاريخ بهرمندي هاي احمد توکلي از رانت...!
|
|
|
| پسر خاله ي شاه ، به بند ما آمد.ما را به صف كردند. پهلوان شروع به نصيحت نمود. از لهجه اش فهميدم كه مازندراني است. |
|
| |
]در زمان شاه وقتي به دليلي زندان افتادم [ فردا صبح ، تيمسار پهلوان، فرمانده شهرباني فارس و پسر خاله ي شاه ، به بند ما آمد.ما را به صف كردند. پهلوان شروع به نصيحت نمود. از لهجه اش فهميدم كه مازندراني است. به او گفتم كه من كاري نكرده ام و بي خودي مرا گرفته اند او گفت:..تو هم از اين كارها مي كني همشهري؟ حالا يك فكري برايت مي كنم... پس از يازده روز آزاد شدم[!] ...(خاطرات احمد توکلي / مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ص-52)