يکشنبه 2 خرداد 1389 - 18:03
پالوده خوري با محاربين، نامه پراكني به علما
«گشايش تازه در راه اتحاد با موسوي و كروبي»
ارگان گروهك منحله «فدائيان خلق» جانبداري علني سران فتنه از عناصر محارب و تروريست اعدام شده را «گشايش تازه در راه اتحاد با موسوي و كروبي» ارزيابي كرد. اين در حالي است كه همين رسانه، علناً به اصل اسلام و شعار «الله اكبر» فحاشي و اهانت كرد.
سايت اخبار روز كه توسط سران ورشكسته گروهك مذكور و به سبك «چپ هاي آمريكايي» اداره مي شود، بيانيه اين گروهك را منتشر كرد كه در آن تاكيد شده آقايان موسوي و كروبي با اعتراض به اعدام افرادي كه محارب و برانداز معرفي شده اند، صريح تر از قبل به گذر از خط قرمز نظام روي آورده اند، رويكردي كه طبعاً شفافيت و استحكام نسبي بيشتر از اين را نيازمند است(!) برآوردهاي اخير اين دو، گامي به جلو در جنبشي كه پيروزي آن در گرو تفاهم نيروهاي سكولار و غيرسكولار است. اين فرصتي گرانقدر براي اپوزيسيون است كه به آساني به دست نمي آيد. خواست لغو اعدام، تعرض به اساس نظام است.
ارگان گروهك فدائيان خلق كه سران آن نظير فرخ نگهدار و علي كشتگر جذب حلقه هاي ماسوني نظير حلقه لندن (زوج مهاجراني- محسن كديور) و رسانه هاي آمريكايي و انگليسي نظير راديو فردا و بي بي سي شده اند، در مقاله ديگر به شعار الله اكبر تاخت و تاكيد كرد با شعار الله اكبر نمي توان با رژيم مقابله كرد و هراس در دل آن انداخت. چون اين رژيم خود حافظ الله اكبر است و عامل نهادينه ساختن آن در شعور و آگاهي مردم.
ارگان اين گروهك ملحد و آمريكايي سپس، اسلام و رسالت و شعار الله اكبر را افسانه خواند و به ساحت پيامبر اعظم(ص) جسارت كرد. اين رسانه گروهكي طرفدار كروبي و موسوي، به تبعيت از منطق كساني چون سروش، اسلام و «الله» را -نعوذبالله- ساخته و خلق شده از سوي پيامبر كه قرن ها به واسطه امامت و فقاهت ادامه پيدا كرده، معرفي نمود و در پايان نوشت: شايد سبزها در تاريكي شب مبادرت به فرياد الله اكبر مي كردند كه در درونشان شهامت را بيدار كند اما مشكل اين است كه همين احساسات را در طرف مقابل فعال كرد و سوال اين است كه چگونه با الله اكبر مي توان به جنگ الله اكبر رفت. بايد دين انسان ستيز را رها كنيم.
آنچه در اين ميان جالب توجه است مشي فريبكارانه -البته به سبك كبك- امثال كروبي و موسوي و خاتمي است. به عنوان مثال كروبي همزمان با دفاع از تروريست هاي آدم كش و شرور و مراوده با گروهك هاي ضد امام و اسلام، نامه اي سراسر مغالطه خطاب به آيت الله موسوي اردبيلي نوشت و ضمن تظاهر به خط امام، به تخريب حضرت امام پرداخت.
كروبي در اين نامه بي آن كه به شعار منافقانه جمهوري ايراني در برابر جمهوري اسلامي و نيز نقض استقلال به واسطه باز كردن پاي بيگانگان به كشور اشاره كند، نوشت: مهمترين رهاورد انقلاب شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي بود اما متاسفانه برخلاف مشي بنيانگذار نظام، با سلب آزادي هاي مشروع شهروندان و ايجاد جو امنيتي و پليسي، آرامش از جامعه سلب شده است. متاسفانه نمايندگان مجلس- به جز گروهي اندك- با توجه به ساز و كارهاي فرمايشي شدن انتخابات توسط شوراي نگهبان، به عنوان وكيل الدوله و نماينده نهادهاي نظامي و امنيتي نقش موثري را ايفا مي نمايند و قوه قضائيه هم به عنوان ابزار حاكميت و نهادهاي امنيتي و نظامي تبديل شده است.
مغالطه كروبي در حالي است كه حزب وي جداي از ائتلاف اصلاح طلبان حامي خاتمي در انتخابات مجلس هشتم فهرست مستقل و بلندبالايي را به مردم عرضه كرد كه به ويژه در تهران با بي اقبالي و بي اعتمادي مطلق مردم مواجه شد و شخص خود وي نيز در انتخابات رياست جمهوري سال گذشته حتي از آراي باطله عقب ماند و به جاي بازنگري دلايل بي اعتمادي مردم- كه ريشه در آلودگي هاي اقتصادي و سياسي داشت- دست به دامن اشرار و جنايتكاران حرفه اي شد و پس از ناكامي در پروژه تقلب و آشوب، به سقوط بيشتر رو كرد و مدعي تجاوز به بازداشت شدگان شد كه رسوايي بزرگ تري را براي او به ارمغان آورد.
كروبي در نامه خود به آيت الله موسوي اردبيلي به اعدام گروهي از منافقين محارب در سال 67 اشاره كرد و با وجود آگاهي از اطلاع كامل آيت الله موسوي اردبيلي از موضع قاطع حضرت امام مدعي شد: هيچ گاه ريز آن قضايا بررسي نشده و چرايي آن مشخص نيست و معلوم نيست امام تا چه اندازه در اين ماجرا دخالت داشته اند(!)
شايان ذكر است در جريان فتنه و آشوب سال گذشته سازمان هاي تروريستي منافقين، ريگي، پژاك و تندر در كنار گروهك هاي سلطنت طلب، نهضت آزادي، جبهه ملي و باند مهدي هاشمي معدوم (همه دشمنان خوني حضرت امام و آرمان هاي ايشان) در قول و عمل از كروبي و موسوي و خاتمي حمايت كردند و از آدم كشي، آتش افروزي، تخريب اموال عمومي و خصوصي، بمب گذاري و ارعاب و ترور مضايقه نكردند .
كيهان 2خرداد1389